شهید حسین غلامی

تولد: ۱۳۴۱/۲/۲۹|ازدواج: ۶۴/۸/۲۳|شهادت: ۶۵/۲/۱۲|محل شهادت: فکه|مزار: بی نشان|شغل: کارمند شرکت توانیر تحصیلات: دیپلم الکتروتکنیک

خدایا! چگونه با تو به راز و نیاز بپردازم. حال که زبان، بسته است  و از بزرگی ات به حیرت مانده ام؛ آخر من با این همه گناهانم، باز می بینم مهر     و محبت تو مرا فراگرفته است و فضل و کرمت به من امید داده و رحمت تو به من ارزش داده و دیگر این که هر وقت پریشان و ناامید می شوم، هیچ دارویی را برای درمان خود نمی یابم مگر اینکه به سوی تو تقرب بجویم. نمی دانم چرا وقتی گریان هستم لذت می برم، شاید دلیلش این باشد که تو را خوانده ام.

خدایا! به من ایمانی عطا فرما که به اولیاء اله دادی.

خدایا! به من راهی نشان بده که شهدا این راه را رفته اند.

خدایا! صبری را به من ارزانی ده که به مادران شهدا دادی.

خدایا! معرفی به من ده که شناخت تو درآن باشد.

وصیت نامه
اگر من شهید شدم، بدانید جواب اشک هایم را حضرت زهرا سلام اله علیها و اهل بیت علیهم السلام داده اند و اینکه خدای یکتا بر من منت گمارده و لطف خودش را شامل حال من قرار داده…
شما عزیزان بدانید که هیچ شهیدی نمرده، بلکه به دنیای دیگر منتقل شده و آنچه به جا گذاشته، خون باارزشی می باشد که خریدارش فقط معشوقش می باشد. چرا که این عاشق است که برای معشوقش جان می دهد و دوستدار این شهدا خداوند است زیرا که همه، خلیفه اله هستند و خداوند است که متقیان را دوست دارد. و شما بدانید که عزت مال خداست و کسی که یقین پیدا کرد که عزت مال خداست، هیچ گاه از مخلوق طلب عزت نخواهد کرد و هیچ سببی را مستقل نمی بیند؛ پس همگی از خداوند بخواهید زندگیتان را سعادتمند و مرگتان را شهادت قرار دهد.
حال از خداوند یک چیز می خواهم که شما وصیت نامه همه شهیدان را بخوانید و آنچه را که گفته اند مورد عمل قرار دهید تا اینکه انقلاب اسلامی پابرجا و مقاوم تر بماند تا نسل های آینده بتوانند به جمهوری اسلامی خدمت کنند و نیازهای مملکت را رفع نمایند. در پایان از همه دوستان و همسایگان و کلیه آشنایان می خواهم که مرا ببخشند و از همگی حلالیت می طلبم و امیدوارم که ادامه دهنده راه شهدا باشیم . آنچه که شهدا می خواهند، برقراری عدالت و سرنگونی ظلم و حکم خدا را به اجرا درآوردن است.

همدوش عشق
شعله ای پیچیده در خویشم خاموشم کنید
سوی بالا می روم با عشق همدوشم کنید
آرزوهایم ز تاراج خزان برباد رفت
داغ یاران دیده ام خواهم سیه پوشم کنید
در گلوی روزگاران گرچه فریادم شکست
ناله ها دارم درون سینه خاموشم کنید
بی کسم در پهنه این خاک خونین دوستان!
می روم از پیشتان یاران فراموشم کنید

باران دعا
دعا عالی ترین و زیباترین زبان عشق است. اصلی ترین ارتباطی است که انسان با خدایش برقرار می کند. دعا بارانی است که زنگار قلبها را می شوید. آسمان سینه ها را شفاف و درخشان و به حیات معنی طراوت و باروری می بخشد. انسانی که دعا نمی شناسد، روحی است که با نیایش و مناجات بیگانه است. چشمه چشمی است که از آن اشکی نمی جوشد و از زندگی زیبایی و معنی تهی است. آنانکه دعا را ابزاری در جهت کوبیدن ظلمت های درون و برون نمی گیرند، در کشاکش حادثه ها می لغزند و در میدان ابتلا و آزمایش می بازند. دعا سلاح مومن است. دعا پناهگاه روح های ملتهب ترجمان قلب های عاشق و فریاد عطش جان های سوخته است. دعا جویباری است که بر جان جاری می شود و بذر فطرت و عشق را بارور و شکوفا می سازد. دعا مخزن و گنجینه رحمت است همچون ابرها که مخزن و گنجینه باران است. دعا سپری است که تیرهای وسوسه شیطان را دور می کند. دعا، فریادی همواره بر انسان است که ای انسان! جز خدا پناه مگیر و جز او تکیه گاه مجو، و جز او مخواه. دعا سخن گفتن است با خدا که خدایا! بی تو یأس محض هستم. دعا شناخت ضعف ها، اعتراف به گناهان و تصمیم به شکستن و زدودن ضعف هاست. دعا خود را رها کردن و خدا یافتن است. ای خواهر و برادر! به دعا بپردازید و عاشقانه اشک بریزید که اشک، گویاترین زبان عشق است. طلب آمرزش و استغفار کنید که بهترین دعا استغفار است. بعد از دعا به حضور در میدان عمل و سبقت در عمل صالح بیندیشید. علی علیه السلام می فرماید: دعا کننده بدون عمل، به تیرانداز بدون تیر می ماند.

شادی روحش صلوات

  • نوشته شده توسط :saleh
  • ۲۳ اردیبهشت, ۱۳۹۳
  • بدون دیدگاه